ابراهيم عاملي ( موثق )
353
تفسير عاملي ( فارسي )
برادران مادرى باشند . عبيد بن عمير گفت : برادران پدرى باشند . جابر بن عبد اللَّه گفت : من گفتم : يا رسول اللَّه وارثان من دو خواهرند مرا چگونه ميراث گيرند ؟ خداى تعالى اين آيه فرستاد : « يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّه يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ » و امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : برادران و خواهران باشند از پدر و مادر ، و آنان را كه در اين آيه ذكر است از مادر باشند و آنان كه در آخر سوره ذكر است از پدر و مادر يا از پدر . تفسير عبده : روايت شده است كه عمر مىگفت : سه مطلب است كه اگر پيغمبر براى ما روشن مىكرد از همه ى دنيا بما سودمندتر بود : خلافت و كلالت و ربا . و هم در آن تفسير است از سعيد بن مسيّب بسند صحيح روايت شده است : عمر از پيغمبر پرسيد : كلاله چگونه ارث مىبرند ؟ فرمود : مگر خدا روشن نكرده است ؟ و اين آيه را خواند : « وَإِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً » و گويا عمر اين را نفهميد و بدخترش حفص گفت : هر وقت پيغمبر آسوده خاطر و خوشوقت بود اين مطلب را بپرس ، چون او پرسيد ، فرمود : پدرت اين را به تو گفته است ، گمان مىكنم هرگز پدرت اين را ياد نگيرد ، و عمر مىگفت : گمان مىكنم هرگز آن را ياد نگيرم . و نيز روايت كردهاند از سعيد كه عمر مسئله ى كلاله و جدّ را در استخوان شانه ى گوسفندى نوشته بود و پيوسته از خدا مسئلت مىكرد كه اگر خير مردم در اين است آن را اجراء بفرماء و چون او را ضربت زدند گفت آن استخوان را آوردند و نوشته ى خود را پاك كرد و گفت من مسئله ى جدّ و كلاله را نوشته بودم و از خدا راه صلاح آن را مسئلت مىكردم ، و اكنون شما را ميگذارم كه بروش قديم خود رفتار كنيد و مردم نفهميدند در استخوان چه نوشته بود . « وَلَه أَخٌ أَوْ أُخْتٌ » 12 مجمع : مذهب اهل بيت و روايت از ائمّه ( ع ) آن است كه در اين آيه مقصود از كلاله برادر و خواهر مادرى است و در آيت ديگر آخر اين سوره « قُلِ اللَّه يُفْتِيكُمْ » مقصود برادر و خواهر پدر مادرى است يا پدرى تنها است .